شعر بلند
شعر کوتاه
شعر های زیبا
معرفی کتاب
داستان عاشقانه
داستان کوتاه
عکس های عاشقانه
عکس های زیبا
جمله و اس ام اس عاشقانه
جمله های بزرگان
حرفای سعید
حرفای عباس
حرفای نیایش
دانلود کلیپ
معرفی و نقد فیلم
دانلود آهنگ
وبلاگ آقای خلیل جوادی 
فروم هفت تیر 
روشنفکری فقیهانه 
اخبار هفت تیر 
فروم سریال لاست 
فیلتر1 شکن 
فیلتر2 شکن 
روزنامه ایران ورزشی 
شبکه ورزش ایران 
درس زبان 
درس مهندسی نرم افزار 
خبر گزاری ورزشی 
مجله سینمایی 
هواداران استقلال,اخبار استقلال 
ماکروسافت 
کتابخانه ارسنجان 
کتابخانه قفسه 
سایت لیگ انگلستان 
ساین دانلود نرم افزار 
فضای پارسا 
فضای مجانی 
فروم توسعه دهنده 
فروم برنامه نویس 
فروم دات نت سورس 
یاهو مسنجر آنلاین 
دانلود از سایت یوتوب 
سایت دانلود آهنگ جدید 
روزنامه اعتماد ملی 
دانلود کلیپ موبایل 
دانلود کلیپ موبایل2 
مترجم آنلاین 
نمی دانم چه می خواهم خدايا ، به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جويد نگاه خسته من ، چرا افسرده است اين قلب پرسوز
ز جمع آشنايان می گريزم ، به كنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگيها ، به بيمار دل خود می دهم گوش
گريزانم از اين مردم كه با من، به ظاهر همدم و يكرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پيرايه بستند
از اين مردم كه تا شعرم شنيدند ، برويم چون گلی خوشبو شكفتند
ولی آن دم كه در خلوت نشستند ، مرا ديوانه ای بدنام گفتند
دل من ای دل ديوانه من ، كه می سوزی از اين بيگانگی ها
مكن ديگر ز دست غير فرياد ، خدا را بس كن اين ديوانگی ها

در ادامه مطلب می توانید کتاب عصیان فروغ فرخزاد رو دانلود کنید.
لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:سه شنبه 1388/04/23
موضوع:شعر بلند
خداوندا! اگر روزي از عرشت به زير آيي
و لباس فقر بپوشي
و براي لقمه ناني غرورت را به پاي نامردان بشکني
زمين و آسمانت را کفر ميگويي? نميگويي؟
خداوندا اگر در روز گرماگير تابستاني
تن خسته خويش را بر سايه ديواري
به خاک بسپاري
اندکي آنطرف تر کاخ هاي مرمرين بيني
زمين و آسمانت را کفر مي گويي? نمي گويي؟!
شتابان در پي روزي
ز پيشاني عرق ريزي
شب آزرده و دل خسته
تهي دست و زبان بسته
بسوي خانه باز آيي
زمين و آسمانت را کفر مي گويي? نمي گويي؟!
هرگز اين سازها شادم نميسازد
دگر آهم نميگيرد
دگر بنگ باده و ترياک آرامم نميسازد
شب است و ماه ميرقصد
ستاره نقره مي پاشد
من اما در سکوت خلوتت آهسته ميگريم
اگر حق است زدم زير خدايي....!!!

در ادامه مطلب می توانید گزیده شعر های کارو را دانلود کنید.
لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:یکشنبه 1388/04/21
موضوع:شعر کوتاه
شعر مادر از ایرج میرزا داد معشوقه به عاشق پيغام
كه كند مادر تو با من جنگ
هركجا بيندم از دور كند
چهره پرچين و جبين پر آژنگ
با نگاه غضب آلود زند
بر دل نازك من تيري خدنگ
مادر سنگدلت تا زنده است
شهد در كام من و تست شرنگ
نشوم يكدل و يكرنگ ترا
تا نسازي دل او از خون رنگ
گر تو خواهي به وصالم برسي
بايد اين ساعت بي خوف و درنگ
روي و سينه تنگش بدري
دل برون آري از آن سينه تنگ
گرم و خونين به منش باز آري
تا برد زاينه قلبم زنگ
عاشق بي خرد ناهنجار
نه بل آن فاسق بي عصمت و ننگ
حرمت مادري از ياد ببرد
خيره از باده و ديوانه زبنگ
رفت و مادر را افكند به خاك
سينه بدريد و دل آورد به چنگ
قصد سرمنزل معشوق نمود
دل مادر به كفش چون نارنگ
از قضا خورد دم در به زمين
و اندكي سوده شد او را آرنگ
وان دل گرم كه جان داشت هنوز
اوفتاد از كف آن بي فرهنگ
از زمين باز چو برخاست نمود
پي برداشتن آن آهنگ
ديد كز آن دل آغشته به خون
آيد آهسته برون اين آهنگ:
آه دست پسرم يافت خراش
آه پاي پسرم خورد به سنگ
ایرج میرزا
برای دانلود دیوان اشعار ایرج میرزا بدون سانسور کلیک کنید
لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:شنبه 1388/04/20
موضوع:شعر بلند
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ؟ نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ؟ ولی بسیار مشتاقم ، که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی ،
دَم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد ،
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
.بدین سان بشکند در من ،
سکوت مرگ بارم را
دانلود کتاب پدر مادر ما متهمیم از دکتر شریعتی
لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:شنبه 1388/04/20
موضوع:شعر کوتاه
به آرامی آغاز به مردن میکنی ...
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده ی عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر میکنند،
دوری کنی . .. .،
تو به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیات
ورای مصلحتاندیشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!

در ادامه مطلب می توانید زندگینامه پابلو نرودا را ببینید.
لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:جمعه 1388/04/19
موضوع:شعر کوتاه
اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده
توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره :
وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم،
وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم،
وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم...
و تو، آدم سفيد،
وقتي به دنيا مياي،
صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي،وقتي ميري زير آفتاب،
قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي،وقتي مي ترسي،
زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي،و وقتي مي ميري،
خاکستري اي...و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟؟
.........

لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:پنجشنبه 1388/04/18
موضوع:شعر کوتاه
|
جملات گابریل گارسیا مارکز درباره زندگی
در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم. در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود. در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته ، محروم می کند. در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن. در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد. در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم. در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند. در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بد ترین دشمن وی است. در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب. در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید. در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد. در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است. در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد وکمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود. در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است .
|
لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:چهارشنبه 1388/04/17
موضوع:جمله های بزرگان
میم الف نون (1)
و تو چه میدانی از محمود (2)
که این محمود از سه رئیس جمهور قبل خود برتر است(3)
او را از خاندانی شایسته مبعوث کردیم که تمام باجناقها و داماد باجناقهایش جملگی از صالحیناند(4)
و چون شتر خز شد در محمود تعقل کنید(5)
او هر چه که بگوید حناق نگیرد و این نشانی است برای اهل تفکر (6)
در چهارسال دولت او نشانه هایی برای مومنین قرار دادیم(۷)
همانا به موسی ید بیضا دادیم و به او هاله نور و تازه گ چ پ ژ که این خود معجزه بالاتریست(8)
که از آن بهتر است و کم مصرفتر و ما خیلی خفنیم(9)
قسم به زمانی که درصد تورم به عرش ما نزدیک شد(10)
پس سوار بر نمودار تورم شد و به معراج آمد(11)
ای محمود ما بشارت ده ایمان آورندگان به خود را به پخش سیب زمینی مفتی در هر جمعه (12)
و بر ایشان مبارک باد بهشتی که در آن درخت هست و در کفش خطوط بی.آر.تی جارییست(13)
پس گروهی به طغیان پرداختند و خود را سبز کردند به آنها بگو که علف هرز هم سبز است بدرستی که ما حالگیر و حاضر جوابیم(14)
بر تو باد دوست داشتن و گاهی دلسوزی بر آنها و بیادشان آوردن که اطلاعات اشتباه گرفته اند که اکثرشان نمیدانند (15)
و حتی رسوا کردن همسرانشان که آنها در جهنم در حالی که کیف گلگلی بر دوش دارند بر آتش همسرانشان هیزم میگذارند(16)
و قبل از ان از آنها سه مرتبه اجازه بگیر و بگو: بگم؟ بگم؟ نه بگم؟(17)
همانا که در انتخابات اجباری نیست(18)
پس هشدار ده به آنان که اگر از ظلمات خارج شدند و بسوی هاله نور آمدند ما ایشان را دوست خواهیم داشت و اگر همچنان به طاغوت بازی خود ادامه دهند در آتش دوزخ جاودانند(19)
این سوره بر خانم فاطمه رجبی ( نگارنده کتابِ احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم و همسر آقای الهام) نازل شده و فاقد هرگونه اعتبار دیگری است.
لينك مطلب
نوشته شده توسط:سعید
در:سه شنبه 1388/04/09
موضوع:حرفای سعید